عبور از جاده ی هولناک ِ شکست !

اگه هزار سال هم عمر کنیم نمیتونیم یکی رو پیدا کنیم که ادعا کنه هیچ وقت تو زندگیش شکست نخورده ..
حتی برای ی بچه ی ۲ ساله هم شکست اتفاق افتاده ..
وقتی کسی دست رد به سینه ی عشق ما میزنه ، همون احساسی بهمون دست میده که ی روز تو مهدکودک با گم شدن اسباب بازیمون تجربه ش کردیم ..
اصلا زندگی همینه ، یه سری شکست که مسیر حرکت ما رو تغییر میدن ..شکست خوردن تو عشق ، روابط انسانی ، کار ، یا رسیدن به اهداف بزرگ با هر کیفیتی که باشه ی سری واکنش مشابه از طرف ما داره ..
بسته به اینکه چطوری با شکست هامون مواجه بشیم این مسیر می تونه مسیر تکامل و پیشرفت یا پسرفت باشه ..
واکنش آدما در قبال شکست هاشون خیلی وقتا از یک الگو پیروی می کنه ..
بعضی از ما اول انکار می کنیم ، بعد عصبانی و زود غمگین می شیم و در نهایت این اتفاق رو می پذیریم ..
بعضی هامون ژست یک قربانی رو به خودمون می گیریم و شاید نخواهیم حالا حالا این ژست ترحم برانگیز رو رها کنیم ، ولی خیلی از ما بعد از پذیرفتن شکست می دونیم که ی راه بیشتر نداریم ..
چون خورشید هنوز می تابه و ما هنوز نفس می کشیم راهی نداریم جز اینکه پیش بریم ..
اگه نخواهیم از گذشته فرار کنیم ، هر شکستی ی پله است واسه پیشرفتمون تو مسیری که شاید ی جاییش رو اشتباه رفته بودیم ..
مسیری که تا یه جاییش رو خوب اومدیم بعد از شکست تبدیل به ی جاده ی ترسناک و تاریک می شه ، هیچی به اندازه پذیرش شکست و اشتباهاتمون این جاده رو روشن نمی کنه ..
هر وقت چیزی که داشتید میساختید آوار شد و رو سرتون ریخت ، فقط به صدای قلبتون گوش کنید ..
اگه همچنان میتپید بدونید که داره بهتون یه پیام میده :
بلند شو ! چیزی که تو رو نکُشه قویترت میکنه ..
تو قویتر شدی .. بلند شو و نذار زیر آوار ی شکست له بشی ..
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:22 توسط admin
|