گروهی از دانشمندان گوش چپ انسان را " گوش عشق " خوانده اند و معتقدند که برای درک بهتر باید عبارت عاشقانه را در این گوش نجوا کرد. بر این اساس و به طور طبیعی، چشم راست با ذکاوت بیشتری می تواند رنگ ها را درک کند. این در حالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند ...

احساسات ما

در بعضی شرایط می گوئیم:«احساس بدی از حضور در آن موقعیت داشتم» و یا « من هم مثل او غمگین شدم » و ... این جملات به چه معناست؟

واژه «احساس» در روان‌شناسی،بسته به اصل لاتین آن،معانی متفاوتی دارد.در زبان مصطلح از کلمه «احساس» در موقعیت‌ها و حالات مختلف برای بیان اهداف متفاوت استفاده می‌شود؛مثلا می‌گوییم:‌«احساس می‌کنم که او اصلا مرا درک نمی‌کند.» یا مثلا: «احساس بدی از حضور در آن موقعیت داشتم» یا مثلا: «زنان از مردان بااحساس‌ترن  »...

ادامه نوشته

روزه‌داران اعتماد به نفس بیشتری دارند

دبیر انجمن روانشناسی بالینی، افزایش اعتماد به نفس، افزایش تعلقات گروهی، آرامش بیشتر و روحیه بهتر را از جمله تأثیراتی دانست که ماه رمضان و روزه‌داری بر سلامت روح و روان افراد می‌گذارد.

مهرداد کاظم‌زاده در گفت‌وگو با فارس، در مورد تأثیراتی که ماه رمضان بر سلامت روح و روان افراد دارد گفت: حوزه سلامت گسترده‌ است و شاید عمده‌ترین بحث در این مورد سلامت جسم باشد اما طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت سلامت انسانها چهار بعد دارد.

وی ادامه داد: بنابراین انسانی سالم است که در چهار بعد سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی سالم باشد و انتظار داریم فرد سالم علائم مشخصی از این ابعاد را داشته باشد.

کاظم‌زاده تصریح کرد: در بحث سلامت روان فرد باید فاقد علائم بیماری روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و ترس‌های روانشناختی باشد و در بعد سلامت اجتماعی باید جایگاه فرد در روابط اجتماعی، موفقیت‌های اجتماعی و شغلی بالا باشد.

دبیر انجمن روانشناسی بالینی در مورد سلامت معنوی نیز گفت: در بحث معنویت، ابعاد نگرش جهان‌بینی، حوزه‌های ارزشی و اخلاقی که در معنا‌بخشی به زندگی فرد مؤثر است مطرح می‌شود.

کاظم‌زاده گفت: زمانی که فرد از خود می‌پرسد چه کسی است و به کجا می‌رود در ذهنش الگویی شکل می‌گیرد و جایگاهش مشخص می‌شود و ارتباط خود را با خدا بهبود می‌بخشد.

وی گفت: جامعه ما مذهبی است و اکثریت مردم به ابعاد مختلف ارزش‌های اخلاقی اهمیت می‌دهند اما متأسفانه به لحاظ دانشگاهی و علمی سلامت معنوی کمتر مورد توجه قرار دارد و اختلاف نظر در تعاریف وجود دارد.

کاظم‌زاده در تعریف سلامت معنوی گفت: باید فرد تکلیف خود را در حوزه‌های اعتقادی بداند و نسبت به اینکه چه ارزش‌هایی در زندگی دارد به آگاهی رسیده باشد این مسئله با ارزش‌هایی که ظاهراً به آن اعتقاد داریم در تعارض قرار می‌گیرد چرا که دیدگاه‌های متفاوتی در جامعه وجود دارد و به نوعی کپی‌برداری از گذشته است.

وی گفت: برای اینکه تعارضی در مسائل اعتقادی در جامعه ایجاد نشود باید باورها و ارزش‌ها را بررسی کنیم. ماه رمضان از این جهت مهم است که الگوهای رفتاری مشخصی را در این ماه انجام می‌دهیم که به واسطه اینکه خوددارانه است بر روی رفتار خود کنترل و مدیریت داریم و ذهنمان نسبت به این مسائل آگاهی بیشتری دارد در نتیجه نسبت به جامعه و حضور خدا به درک بیشتری می‌رسیم.

کاظم‌زاده گفت: امساک در ماه رمضان در ابتدا باعث آرامش افراد می‌شود چرا که فرد مطمئن است رفتاری را انجام می‌دهد که دستور خداوند است و به واسطه این ارتباط، خدا عنایت بیشتری به فرد دارد.

دبیر انجمن روانشناسی بالینی ادامه داد: همچنین به جهت باورهای اعتقادی که در این ماه، مهمان خداوند هستیم در ذهنمان این باور ایجاد می‌شود که می‌توانیم رابطه خود را با خدا محکمتر کنیم. در نتیجه اعتماد‌ به نفسمان افزایش می یابد چرا که احساس می‌کنیم توانمند‌ شده‌ایم.

وی ادامه داد:زمانی که فرد در ماه رمضان روزه می‌گیرد و امساک رفتاری دارد، فردی می‌شود که حقوق اجتماعی دیگران را رعایت می‌کند و گاهی در فعالیت‌های اجتماعی مانند امور خیریه نیز شرکت می‌کند.

کاظم‌زاده گفت: افرادی که روزه می‌گیرند روحیه بهتری دارند و ارتباطات انسانی افراد بیشتر می‌شود. مطالعات نشان داده با افزایش تعلق گروهی احوال روانشناسی فرد نیز بهبود می‌یابد.

دبیر انجمن روانشناسی بالینی گفت: مطالعات متفاوتی بر روی جمعیت‌ها انجام شده و نتایج این مطالعات در حوزه روانشناختی تغییر باورها و نگرش‌ها و افزایش روحیه بهتر و کاهش اختلالات روانشناسی را در ماه رمضان تأیید می‌کند.
منبع : salamatnews.com

میلاد امام زمان(عج)

ای منتظران گنج نهان می آید

آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور

گفتند که صاحب الزمان می آید

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد

تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

السلام علیک یا صاحب الزمان

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است

عبور از جاده ی هولناک ِ شکست !

عبور از جاده ی هولناک ِ شکست !

اگه هزار سال هم عمر کنیم نمی‌تونیم یکی رو پیدا کنیم که ادعا کنه هیچ وقت تو زندگیش شکست نخورده ..
حتی برای ی بچه ی ۲ ساله هم شکست اتفاق افتاده ..
وقتی کسی دست رد به سینه ی عشق ما میزنه ، همون احساسی بهمون دست میده که ی روز تو مهدکودک با گم شدن اسباب‌ بازیمون تجربه‌ ش کردیم ..
اصلا زندگی همینه ، یه سری شکست که مسیر حرکت ما رو تغییر میدن ..
بسته به اینکه چطوری با شکست‌ هامون مواجه بشیم این مسیر می‌ تونه مسیر تکامل و پیشرفت یا پسرفت باشه ..
شکست خوردن تو عشق ، روابط انسانی ، کار ، یا رسیدن به اهداف بزرگ با هر کیفیتی که باشه ی سری واکنش‌ مشابه از طرف ما داره ..
واکنش آدما در قبال شکست‌ هاشون خیلی وقتا از یک الگو پیروی می‌ کنه ..
بعضی از ما اول انکار می‌ کنیم ، بعد عصبانی و زود غمگین می‌ شیم و در نهایت این اتفاق رو می‌ پذیریم ..
بعضی‌ هامون ژست یک قربانی رو به خودمون می‌ گیریم و شاید نخواهیم حالا حالا این ژست ترحم برانگیز رو رها کنیم ، ولی خیلی از ما بعد از پذیرفتن شکست می‌ دونیم که ی راه بیشتر نداریم ..
چون خورشید هنوز می‌ تابه و ما هنوز نفس می‌ کشیم راهی نداریم جز اینکه پیش بریم ..
اگه نخواهیم از گذشته فرار کنیم ، هر شکستی ی پله است واسه پیشرفتمون تو مسیری که شاید ی جاییش رو اشتباه رفته بودیم ..
مسیری که تا یه جاییش رو خوب اومدیم بعد از شکست تبدیل به ی جاده ی ترسناک و تاریک می‌ شه ، هیچی به اندازه پذیرش شکست و اشتباهاتمون این جاده رو روشن نمی‌ کنه ..
هر وقت چیزی که داشتید می‌ساختید آوار شد و رو سرتون ریخت ، فقط به صدای قلبتون گوش کنید ..
اگه همچنان می‌تپید بدونید که داره بهتون یه پیام می‌ده :
بلند شو ! چیزی که تو رو نکُشه قویترت می‌کنه ..
تو قویتر شدی .. بلند شو و نذار زیر آوار ی شکست له بشی ..

لیزی ولاسکوئز، زنی با آرزوهای بزرگ

لیزی ولاسكوئز (Lizzie Velasquez) زنی ۲۳ ساله است.

لیزی ولاسکوئز، زنی با آرزوهای بزرگشاید باور نکنید اما او هفت سال است که به عنوان یک سخنران انگیزشی فعالیت دارد.

“زیبا باش، خودت باش” (Be Beautiful, Be You) نام اولین کتاب اوست،

او در این کتاب در کنار خاطره‌هایش تلاش می‌کند انسان‌ها را در عشق توانمند سازد و به آن‌ها بیاموزد خودشان را همان‌طور که هستند بپذیرند.

لیز یک بیماری بسیار نادر دارد که تنها ۲ نفر در جهان به این بیماری مبتلا هستند. او بدون بافت چربی به دنیا آمد.

دلیل آن این است که بدن او در ساخت بافت‌های چربی و ماهیچه‌ای ناتوان است. این به این معنی است که بدن این زن هرگز چربی ذخیره نمی‌کند، عضله‌ای نمی‌سازد و وزنی اضافه نمی‌کند.

با این عملکرد بدن او قادر به ذخیره کردن انرژی نخواهد بود و مجبور است هر ۱۵ دقیقه غذا مصرف کند.
هم‌اکنون وزن او ۲۶ کیلوگرم است.

بعد از انتشار فیلمی کوتاه از او در یوتیوب لقب “زشت‌ترین زن جهان” را به خود گرفت. حتی عده‌ای بعد از مشاهده‌ی این ویدیو به او پیشنهاد خودکشی دادند!
اما او باور داشت که می‌تواند کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهد! او مشتاق بود خودش را به انسان‌هایی که به او خیره شده بودند معرفی کند.

لیزی تصمیم گرفته بود چهار هدف را در زندگی خود محقق کند:

  1. ۱. خود را به عنوان یک سخنران توانمند در تشویق دیگران به پیشرفت و زندگی معرفی کند.
  2. ۲. تحصیلات عالی بیاموزد.
  3. ۳. تشکیل زندگی دهد و برای خود شغلی مناسب داشته باشد.

حالا او در ۲۳ سالگی، هفت سال است كه بیش از ۲۰۰ كارگاه آموزشی در تشویق دیگران به چگونگی گذر از موانع برپا كرده است، در دانشگاه تكزاز یک پست كارشناسی ارشد در ارتباطات دارد، و دو كتاب نوشته است.

او می‌گوید به جای نشستن و پاسخ به ترحم دیگران، به این نتیجه رسیدم كه شروع به فعالیت كنم و بر مشکلات چیره شوم و به دیگران بیاموزم.

لیزی ولاسكوئز در مقدمه‌ی کتاب “زیبا باش، خودت باش” می‌نویسد:

لیزی ولاسکوئز، زنی با آرزوهای بزرگمن زندگی شگفت‌انگیزی داشته‌ام! زندگی من همیشه آسان نبود و البته قابل پیشبینی هم نبود.
ممکن است عده‌ای بگویند: “هی لیز، تو تنها ۲۳ سال داری چطور می‌توانی درباره‌ی زندگی‌ات کتاب بنویسی؟”
من تنها سری تکان می‌دهم و لبخند می‌زنم…

در این ۲۳ سال گذشته اتفاقات بسیاری در زندگی من افتاده است و من می‌توانم صادقانه به شما بگویم که هیچ چیز در من تغییر نکرده است.
نوشتن این کتاب به من فرصتی داد تا به اتفاقات گذشته‌ نگاهی بیاندازم و به اینجایی که اکنون هستم برسم.

یاد بعضی از آن‌ها اشک را به چشمانم می‌آورند.
من دختر بچه‌ی کوچکی بودم که تنها می‌خواست دوست داشته شود. و با شرایط من این بسیار سخت بود. همین‌طور فیلمی که از من در YouTube منتشر شد آنقدر دردناک بود که نمی‌توانم درباره‌ی آن چیزی بگویم.

خاطره‌ها یکی پس از دیگری، خوب و بد… کلنجار رفتن و موفقیت در هر یک از آن‌ها را به خوبی به خاطر دارم. با دوستان و خانواده‌ام اوقات بسیار خوبی داشتم، و به خاطر وجود آن‌ها به خودم تبریک می‌گویم.

هدف من تنها نوشتن یک کتاب نبود. هدف من این بود که خاطراتم را از طریقی با شما درمیان بگذارم و به شما بگویم که چطور زندگی خود را بهتر کنید.

همین‌طور می‌خواهم به شما بگویم که صحبت کردن با خدا در این مسیر برای من بسیار انرژی‌بخش بود. نمی‌خواهم بگویم که خدا تمام آرزوهای قلبی شما را به شما خواهد بخشید، یا زندگی شما را آسان‌تر و یا سخت‌تر خواهد کرد.
بلکه می‌خواهم بگویم که خدا برنامه‌ای برای شما دارد و در این مسیر همیشه در کنار شما خواهد بود. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که با او صحبت کنید و به او گوش دهید.

خدا صادقانه عاشق ماست. او عاشق من است، او عاشق توست، او عاشق همه‌ی ماست، امروز…الان… در همین جایی که هستی…

مهم نیست ما کجا هستیم و یا در زندگی‌مان چه مسیری را پیش گرفته‌ایم، خدا به کلمات و نجواهای قلبی‌مان گوش می‌دهد. به هرکدام از ما فرصتی داده شده تا یک رابطه‌ی منحصر به فرد با خدا داشته باشیم.

آرزو می‌کنم بی‌شمار لبخند در مسیر زندگی‌ات پیدا کنی.




منبع : www.labkhandezendegi.com

۵ عـادت مـردمـان مـقـاوم

خیلی وقت ها، انسان هایی را در محیط اطراف خود می بینیم که با وجود مواجهه با مشکلات متعدد و حتی لاینحل در زندگی خود به خوبی بر این مشکلات مسلط می شوند و به موفقیت های زیادی نیز دست پیدا می کنند...

 

مشکلاتی مانند بیماری های لاعلاج و صعب العلاج، قطع عضو، از دست دادن نزدیکان و... اگرچه سختی های فراوانی برای این افراد ایجاد کرده ولی همچنان با جدیت، مسیر خود را دنبال و سعی می کنند برتر از دیگران باشند.

 

شاید اولین پرسشی که با دیدن این افراد موفق در ذهن بیننده نقش می بندد، این باشد که «رمز موفقیت آنها چه بوده است؟» زیرا خواه ناخواه ما در محیط پیرامون خود افراد فراوانی را می شناسیم که با بروز مشکلات بسیار کوچک تر، خود را از مسیر تلاش برای زندگی بهتر کنار می کشند، از اجتماع گوشه گیری می کنند و خود را «تمام شده» می دانند. حقیقت این است که برخلاف آنچه تصور می شود، عامل موفق نشدن این افراد، بیش از آنکه مشکلات فیزیکی باشد، جنبه روانی دارد. در واقع تفاوت بین افراد موفق و غیرموفق که با شرایط اجتماعی و محیطی یکسان دچار یک حادثه شده اند، در چند عامل اولیه روان شناختی خلاصه می شود:

 

● پذیرش

 

یکی از مهم ترین و شاید اصلی ترین مؤلفه ها برای پشت سر گذاشتن مشکلات و داشتن زندگی معمولی، پذیرش واقعیت است. البته باید توجه داشت که پذیرش، به معنای اقرار به شکست و دست از تلاش کشیدن نیست، بلکه به فرد کمک می کند با واقعیت ها روبرو شود و اهدافش را با توجه به شرایط خود، با روشی منطقی دنبال کند. بیشتر افرادی که با وجود مشکلات جسمی حاد توانسته اند در مسیر موفقیت گام بردارند، از واقعیت فرار نکرده اند. افرادی که مشکل یا بیماری خود را نپذیرفته اند، حتی از صحبت درباره مشکل خود دوری و سعی می کنند همواره آن را به صورت یک راز مخفی کنند ولی افراد موفق در این باره بسیار راحت هستند و حتی خود باب بحث در این مورد را باز می کنند.

 

● نوع نگرش

 

نکته دیگری که هنگام بروز مشکل یا بیماری وجود دارد، نوع نگرش به مشکل است. افراد موفق، معمولا سعی می کنند به مشکل خود نگرش مثبتی داشته باشند، یعنی مثل نمونه ای که در این شماره «سلامت» معرفی شده، اگرچه فرد به خاطر یک سانحه جدی ماه های زیادی را از بسیاری فعالیت ها محروم شده، ولی این زمان استراحت اجباری را فرصتی برای درس خواندن دانسته و از آن به نفع خود بهره گرفته است.

 

● توانمندی ها

 

مشکل یا بیماری فرد ممکن است مادام العمر باشد و او را از بسیاری فعالیت ها بازدارد ولی در عین حال این به معنای از بین رفتن همه توانایی ها و استعدادهای وی نیست. فرد بیمار در این موارد می تواند با تمرکز بر توانایی های مثبت خود همچنان حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. در سال های اخیر، افراد زیادی را دیده ایم که حتی بعد از قطع دو دست، تنها با به کارگیری دهان و ذوق و سلیقه خود کارهایی از قبیل نقاشی، خطاطی و... انجام می دهند. توجه به توانایی های فردی در این افراد، نقش بسیار موثری در حفظ فرد در جریان عادی زندگی یا هدایت او به سمت انزوا دارد که در این موارد هم اطرافیان می توانند نقش بسیار تعیین کننده ای داشته باشند. در مورد «کاظم» نیز می توان از درس خواندن و گرایش او به سمت عکاسی به عنوان توانایی هایش یاد کرد.

 

● تعامل با اجتماع

 

فرد بیمار اگر با پذیرش مشکل خود و تکیه بر توانایی هایش بتواند دوباره خود را در بین گروه های مختلف اجتماعی مطرح کند، می تواند در ارتباط با اجتماع باقی بماند و خود را عضوی از آن بداند. در جمع خانواده و دوستان بودن و گذراندن اوقات با افراد موفقی که قبلا در این زمینه تلاش کرده اند، نقش بسیار اساسی ای در بازگشت فرد به اجتماع دارد. کانون های اجتماعی، جمع دوستان، کارگروه ها، خانواده و هر جمعی که فرد بیمار را برای «مانند دیگران شدن» تشویق کند، می تواند گزینه خوبی برای این فرد باشد.

 

● تعادل و تناسب

 

در بسیاری از موارد، با افرادی مواجه هستیم که بعد اینکه دچار یک بیماری یا سانحه جدی شدند، خود را رها می کنند یعنی وقتی متوجه می شوند یک بیماری در وجودشان است که آنها را محدود کرده، خود را ازدست رفته می دانند و دیگر تلاشی برای به دست آوردن شرایط ایده آل فیزیکی نمی کنند. به سر و وضع خود اهمیتی نمی دهند، در لباس پوشاندن شلختگی به خرج می دهند، رژیم غذایی خود را به هم می زنند و به تناسب اندامشان اهمیت نمی دهند. در صورتی که افراد موفق، برخلاف این گروه عمل می کنند و حتی با توجه به پذیرش واقعیت (آثار بیماری یا سانحه) سعی و تلاش آنها برای حفظ شرایط ایده آل دوچندان می شود تا به این طریق روند بهبود خود را تسریع کنند. در نمونه فوق نیز دقیقا همین اتفاق افتاده است. بیمار مورد نظر با توجه به شرایط بیماری خود سعی کرده در طول دوره درمان وزنش را کاهش دهد و به شرایط آرمانی برسد و به این طریق درمان بیماری را سرعت ببخشد.

منبع:روزنامه سلامت

روانشناسی رنگ ها

برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:



قرمز: خوش قلب اما خودپرست


اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است
.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستی هايشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت می جنگند
.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند
.

صورتی: مورد علاقه ديگران


رنگ صورتی درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد
.

ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند
.

آبی: نظم، پشتكار، تنهايی


رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد
.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد
.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند
.

كارهای خود را از روی نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام می دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست
.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران


رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست
!

قهوه ای: قابل اعتماد


اگر رنگ قهوه ای را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد
.

شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد
.

خاكستری: احساس بی نيازی


اين رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگی احساس بی نيازی می كنند
.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت
.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز


رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند
.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند
.

سبز: كنجكاوی


رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است
.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد
.

فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير


دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است
.

سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع


اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمی نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی می پذيريد
.

يک نکته ی رنگی
:


توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

یک دقیقه برای خودم

"مطمئن نبودن" ، شروعی خوب است. معنی مطمئن نبودن این است که تو در انتظار چیز تازه ای هستی. با یافتن موفقیت درونی، بهترین، آسان ترین و در واقع تنها راه لذت بردن از هر چیز دیگری را در زندگی به دست آورده ای.

 

گاهی مراقبت از کار ، به معنی مراقبت از خود می باشد. فکر را به درون خودتان متمرکز کنید. درون شما همانی است که تو هستی.

 

درون یا نفس ما همان قدر با هم متفاوتند که اثر انگشتانمان. این نفس است که باید از آن مراقبت کنیم زیرا وقتی از نفس های خود به خوبی مراقبت کنیم ، سالم تر خواهیم بود و در چنین شرایطی ، بهتر کار خواهیم کرد و بیشتر قادر به کمک به دیگران خواهیم بود.

 

کسانی که از خود به خوبی مراقبت نمی کنند و توجه کمی به خود دارند ، مسلما برای دیگران خوب و مفید نیستند. اگر بیشتر از خود مراقبت به عمل آورند ، برای دیگران هم بهتر خواهند بود.

 

با چشم درون به نتیجه کارتان نگاه کنید. زمانی که شما به کار اهمیت بیشتری می دهید تا به خانواده ؛ و یا زمانی که به خانواده توجه بیشتری می کنید تا به خود ؛ در این زمان تعادل زندگی از دستتان خارج می شود.

 

برای خوشحال تر شدن کافی است بنشینی و به ساعتت نگاه نکنی تا زمانی که احساس کنی یک دقیقه گذشته است نه یک ثانیه بیشتر و نه کمتر.

 

با کمک " یک دقیقه بودن با خود" ، ابتدا می توانی از کاری که در حال انجامش هستی آگاه شوی و سپس می توانی با آگاهی یک راه بهتر را برگزینی. وقتی دقیقه ای می ایستی و ساکت و آرام نگاه می کنی ، اغلب راه بهتری می بینی و سپس همان طور که اغلب امکان پذیر است، آن را انجام می دهی.

 

همین یک دقیقه ساده و صریح نگاه کردن و اندیشیدن به رفتار و افکارمان ، ما را به چیزی بسیار قدرتمند راهنمایی می کند. ما را به درونمان می کشاند تا به خردمندی و فرزانگی خود گوش دهیم.

 

صرف کردن یک دقیقه چند بار در روز، برای ایستادن و نگاه کردن به آنچه انجام می دهیم بیشترشبیه به رانندگی در شهر و ایستادن در مقابل علایم ایست است. این علامتها به ما کمک می کنند تا به سلامت به مقصدی که در پیش داریم برسیم. آنچه برای خود انجام می دهید این احساس را به ما می دهد که مورد مراقبت و توجه قرار گرفته ایم. این همان چیزی است که ما را خوشحال می کند.

 

کار دیگری که می توانید برای خودتان انجام دهید خندیدن است. هرچه بیشتر بخندیدی ، سالم تر و شاداب تر می شوی. خندیدن به خود نه دیگران روش خوبی برای مراقبت کردن از خودمان است. با خندیدن به خود و انجام کارهای کوچک برای خودتان واقعا به شما کمک می کند که احساس خوبی داشته باشید.

 

با خود همان گونه رفتار کنیم که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند. زمانی که احساس یک قربانی را دارید آیا می دانید چه کسی شما را آزار داده؟ خودتان. چون شما می توانید بهترین دوست خود یا بدترین باشید و این بستگی به آن دارد که چه فکری را برمی گزینید و چه کاری را انتخاب می کنید.

 

نیاز، چیزی است که ما برای زندگی و سلامت خود به آن محتاجیم. یک خواست ، چیزی است که امید داریم ما را خوشحال سازد ولی اغلب این کار را نمی کند. وقتی آنچه را که می خواهید به دست آورید، احساس موفقیت می کنید ولی احساس سعادت ، مربوط به وقتی است که چیزی را به دست آورده و خواسته باشید. ما هرگز نمی توانیم به چیزی که به آن احتیاج نداریم به اندازه کافی دست پیدا کنیم. مانند پول خواستن است که به دست آوردن آن و دریافت این نکته که خوشحالی آور نیست با هم موجب نمی شود که از خواستن بیشتر به این امید که موجب سعادت خواهد شد، دست برداریم.

گاهی می توانیم فشار روانی زندگی خود را با نرفتن به طرف چیزی که به آن نیاز نداریم کاهش دهیم. فکر می کنی من و شما چه احساسی خواهیم داشت وقتی که در نهایت سختی و تلاش خسته کننده چیزی را به دست آوریم که متوجه می شویم از جمله نیازهای درجه یک ما نبوده است؟ قطعا احساس یاس می کنیم و افسرده خواهیم شد. آیا می دانید وقتی امور بر وفق مرادتان نیست چه می کنید؟

 

چیزهای بد را رها کنیم تا به چیزهای خوب برسیم. وقتی اوضاع خوب به نظر نمی رسد ، تو هم می توانی همین کار را بکنی و یا زندگی را ساده بگیری، آن قدر از چیزهای غیرضروری بزنی تا به هسته اصلی چیزی که خوشحالت می کند برسی. وقتی زندگی در طریق ساده قرار گرفت ، آن را در همان طریق حفظ کنی. هرچه زندگی ساده تر باشد ، بیشتر احساس آرامش می کنی.

 

اگر دو عاطفه واقعی در زندگی ما وجود دارد، یکی عاطفه مثبت (عشق) است و دیگری عاطفه منفی (ترس). وجود یکی ، یعنی عدم وجود دیگری. می توان گفت تمام عواطف دیگر از این دو مشتق می شوند. وقتی بر اساس عشق تصمیم می گیریم، بدون دخالت ترس احساس خوبی خواهیم داشت حتی قبل از آن که بدانیم نتیجه اش چیست.

 

هریک از ما می دانیم چه چیز برایمان خوب است. فقط باید از شتاب زدگی به اندازه کافی بکاهیم و از خود مراقبت کنیم. ما باید به طور منظم برای تغییر یافتن تلاش کنیم. یکی از راههای تغییر رفتار، صرف کردن مکرر یک دقیقه برای خود است. شما باید آن قدر به صرف یک دقیقه ادامه دهید که روزی کار برایتان سهل و طبیعی شود.

 

یک دقیقه برای خودتان شما را به سوی بهتر فکر کردن و بهتر از سابق عمل کردن می برد. ما هر روز باید از نو یاد بگیریم که چگونه از خود بهتر مراقبت کنیم. همه ما بیشتر به خودمان فکر می کنیم. این امری کاملا طبیعی است. وقتی بدون احساس گناه این کار را انجام دهیم خود به خود پیشرفتی حاصل می شود و به جایی می رسیم که به دیگران بیندیشیم. ولی اکثرا از این می ترسیم که مبادا گرفتار خودخواهی شده باشیم. در دوران جوانی افراد خوش نیت نگران ما می شوند. آنها می ترسند که اگر بیش از حد به خود فکر کنیم به فکر دیگران و علائقشان نباشیم. چون آنها می دانند این نوع خودخواهی در زندگی مایه زیان است. در چنین وضعیتی است که به جای اعتماد کردن به ما، به خاطر این که ابتدا به خود اهمیت داده ایم و سپس در ادامه راه برای دیگران اهمیت قایل شده ایم، از ما می خواهند این نظم طبیعی را معکوس کنیم، یعنی اول دیگران را در نظر بگیریم و بعد خودمان را، درست مانند آن که گاری را جلوی اسب ببندیم. ما معمولا در طریق خوشبختی بیشتر اوقات دیگران را بر خود مقدم می داریم و خود را در انتها قرار می دهیم. این کار ما را به جایی نمی رساند و باعث می شود درجا بزنیم. 

منبع : کتاب : " یک دقیقه برای خودم" ،تبیان

روانشناسی با یک مشکل بزرگ مواجه است

شما هیچوقت در کار لوله کش ساختمان دخالت نمیکنید ولی همیشه احساس میکنید به اندازه یک روانشناس از روان آدم ها سر در می اورید! "به! من خودم یک پا روانشناسم!"
به عبارتی همانطور که داشتن ماشین به معنی مکانیک بودن نیست، انسان بودن هم به معنی روانشناس بودن نیست.


• بعضی مردم تصور میکنند خواندن چند کتاب روانشناسی کسی را روانشناس میکند! غالبا هم کتاب هایی مثل اریک فروم و یونگ و تریسی میخوانند و تصور میکنند روانشناسی امروز یعنی همین! اگر لااقل زمینه روانشناسی هیلگارد را میخوانند میشد به آنها برچسب فرهیخته زد!
خبر بد اینکه روانشناس تنها کسی است که دارای مدرک دانشگاهی روانشناسی باشد.


• جالب است که حتی دانشمندان قدیمی همچون فروید با این مشکل روبرو بوده اند :

"در رشته روانشناسی هیچگونه حرمتی دیده نمیشود. اگر سوالی در رشته فیزیک یا شیمی برای شما پیش بیاید کسانی که دانش فنی ندارند جلوی دهان خود را خواهند گرفت اما اگر نکته ای راجع به روانشناسی به زبان بیاورید موج قضاوت و مخالفت از هر جانب سرازیر خواهد شد! ظاهرا در این رشته دانش فنی معنی ندارد، هرکس صاحب یک زندگی روانی است پس به همین دلیل خود را روانشناس میداند! به نظر من این کسب عنوان از نظر قانونی نارسائی بسیار دارد.
داستانی راجع به زنی آورده اند که برای استخدام به عنوان پرستار نوزاد مراجعه کرد و وقتی از او پرسیدند که آیا میتواند از نوزادان مراقبت کند، با اعتراض جواب داد : اختیار دارید البته که میتوان، اخر ما هم خودمان یک زمانی نوزاد بودیم."

بحران خودکشی

آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده‌ای در زندگی مواجه شده‌اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره‌ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده‌اند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل می‌کنند. بحران خودکشی تجربه‌ای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی‌گرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.



تصویر

چه چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟

یک بحران خودکشی معمولا توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعه‌ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال می‌کنند، ایجاد می‌شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت می‌باشند. زمانی که نظام مقابله‌ای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن می‌تواند شخص را به افکار خودکشی ، آسیب‌پذیر نماید.

احساسات شخص خودکشی کننده

عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می‌نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش می‌یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می‌شوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج می‌گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می‌گیرد.

شیوه‌های مواجهه با افکار خودکشی

در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت توجیه زندگی (زنده ماندن) است.


  • ترسها ، ناکامی‌ها و نگرانی‌های خود را با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید. اگر شما راه‌حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راه‌حلی وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی است که از طریق آن نیرو ، امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف راه‌حل‌های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می‌گردد. اگر افکار خودکشی پیش از چند روز طول کشید، کمک حرفه‌ای و تخصصی الزامی خواهد بود.

  • آنچه را که موجب ناراحتی شما می‌شود، بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این ، چگونگی رویارویی‌تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام می‌دهید، دریچه ذهن خود را برای راه‌حل‌های دیگر باز می‌گذارید.

  • افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاری‌های زندگی خود تعمق و تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر اسنادها ، توانایی‌ها و مشارکت‌های شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و توانایی‌هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.

  • کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب خواهد دید، مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است. بهرحال ، ما همه در شبکه‌های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطه‌ای معنی‌دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب می‌آیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را بهتر سازید. زندگی در دوره‌هایی از زمان سخت می‌گردد، همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک‌کننده خواهد بود.

پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی می‌کنند؟

خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راه‌حل غلبه بر احساسات غیرقابل‌تحمل است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می‌دهد. درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را دریافتن راه‌های مختلف حل مشکل خود ناتوان می‌سازند. درحالی که راه‌حل‌های دیگری نیز وجود دارند..

همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بی‌کسی و ناامیدی را تجربه می‌کنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی‌ارزشی را در ما بوجود می‌آورند. ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می‌باشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهیم.

در تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعه‌ای که شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس می‌کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به عنوان راه‌حل جذاب برای وی وجود دارد.

علائم خطر

حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، قبل از اقدام ، به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند. آگاهی از این نشانه‌ها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدی‌هایی کمک‌کننده باشد. اگر شما فردی را می‌شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست در امتحان دچار مشکل می‌باشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآیید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم می‌خواهد خودم را بکشم ، یا ، نمی‌دانم چه مدت دیگر می‌توانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا اینکه ، من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ، اخیرا طوری رانندگی می‌کنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع می‌گردانند. بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، می‌تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می‌باشد.

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می‌افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند و یا علاقه‌شان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید می‌تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می‌بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی

باور غلط: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.
حقیقت: بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی که خودکشی می‌کنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی بوده‌اند.


باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمی‌روند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.


باور غلط: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گرفته‌اند. کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.


باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد. این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.

چگونه می‌توان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود.

اغلب خودکشی‌ها را می‌توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می‌شناسید، لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:


  • خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجله‌ای در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبت‌های فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایت‌های عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

  • بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.

  • فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد، نمی‌تواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش می‌دهد بحث و گفتگو نمائید.

  • از دیگر افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکل‌دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمود که

بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل تحمل‌ترین دردها و ناراحتی‌ها نیز می‌توانند تحمل گردند. کمک همیشه در دسترس شماست. افراد باهوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند.

با ظاهري آراسته در اولين ملاقات بيشترين تاثير را بگذاريد

شاید این امر قدری سطحی به نظر برسد اما حقیقت دارد. مردم به شما نگاه می کنند و در یک لحظه شما را بر اساس شکل ظاهری و طرز لباس پوشیدنتان ارزیابی می کنند. با تغییر شیوه لباس پوشیدن می توانید خود را بسیار ثروتمند جلوه دهید اما اگر از لباس هایی استفاده کنید که مختص افراد مشروب خور است و لکه های سس خردل تمام قسمت های آنرا فراگرفته باشد خوب بالطبع مطابق با آنچه بر تن دارید مورد قضاوت قرار می گیرید. به همین دلیل زمانی که به مهمانی دعوت می شوید و یا قرار ملاقات می گذارید اولین مسئله ای که باید رعایت شود طرز پوشش شما است.

در این قسمت چند نکته در مورد حفظ زیبایی ظاهر و پوشش مناسب را برای شما شرح می دهیم.

پیش از ترک منزل
ـــــــــــــــــــــــــــ

هر روز صبح دوش بگیرید
هیچ بهانه ای قابل قبول نیست، هر زمان که از خواب بلند می شوید، پیش از اینکه برای بیرون رفتن آماده شوید، و یا پس از ورزش کردن می بايست حتما دوش بگیرید. کار آسانی است: آب، صابون، حوله.

به صورت خود نگاهی بیندازید
حتما لازم نیست که ریش های خود را بتراشید فقط باید مطمئن شوید که صورت شما کاملا تمیز است و موهای زائد در آن به چشم نمی خورد. یک نگاه به داخل آینه بیندازید تا موهای زائد بینی شما بیش از اندازه رشد نکرده باشند، قی چشم ها را نیز پاک کنید و ریش هایتان را مرتب کنید. انجام دادن تمام این کارها بیش از چند ثانیه طول نمی کشد اما ارزشش را دارد.

موها را اصلاح کنید (موی گوش، بینی، سینه، سر و غیره)
موهای قسمت های مختلف بدن همواره در حال رشد هستند پس بهتر است هر چند وقت یکبار آنها را کوتاه کنید و اضافات آنرا دور بریزید. موهای سر خود را هر روز بشویید و آنها را حالت دهید (البته این کار را می توانید یک روز در میان نیز انجام دهید که بستگی به نوع مو و اندازه آن دارد) یک روز هفته را ( بهتر است این روز پنج شنبه و یا جمعه باشد که شما زمان بیشتری در اختيار دارید) به اصلاح موهای گوش، بینی و سینه اختصاص دهید.

دست هایتان را پاکیزه نگه دارید
در دنیای کاری دست دادن ممکن است شما را به اوج موفقیت ببرد و یا به تباهی بکشاند، در دنیای قرار های ملاقات یک خانم انتظار دارد که دست های زیبایی را مشاهده کند بنابراین تنها کاری که باید انجام دهید این است که ناخن هایتان را مرتبا کوتاه کنید و آلودگی های زیر آن را با " مسواک ناخن" تمیز کنید. می توانید این وسایل را در حمام قرار دهید که هم دسترسی به آنها برای شما آسان تر شود و هم در وقت خود نیز صرفه جویی کرده باشید. سعی کنید دست های خود را مرتبا بشویید (تا دست های شما عرق کرده و چسبنده نشوند) و بسته به شرایط از لوسیون های مرطوب کننده استفاده کنید. (تا پوست دستان شما را نرم و لطیف نگه دارند)

از کرم چرب کننده لب استفاده کنید
هیچ چیز مشمئز کننده تر از نگاه کردن به لب های خشک و ترک خورده نیست و مطمئن باشید که هیچ دختر خانمی دوست ندارد آنها را ببوسد. پس بهتر است که به طور مداوم از یک کرم مخصوص لب استفاده کنید فقط باید توجه کنید که آنرا بیش از اندازه بر روی لب های خود استعمال نکنید زیرا باعث برق زدن لب های شما می شود. اگر هم تصور می کنید که استفاده کردن از آن در انظار عمومی باعث خدشه دار شدن چهره مردانه شما می شود می توانید به طور شخصی و در زمان حمام گرفتن از آنها استفاده کنید.

لباس مناسب بر تن کنید
لازم نیست که حتما کت و شلوار بپوشید (مگر اینکه شرایط پوشیدن چنین لباسی را ایجاب کند) اما باید همیشه لباس های تمیز و بدون چین و چروک که بوی خوبی نیز می دهند بر تن داشته باشید، به عبارت دیگر لباس هایی را بپوشید که در دراور و جا رختی است نه آن دسته که در سبد رخت چرک ها هستند.

لباس هایی را انتخاب کنید که مناسب حال شما باشد ، پس از اینکه لباس هایتان را بر تن کردید نگاهی به داخل آینه بیندازید تا از مناسب بودن آن مطمئن شوید. بله، باید توجه داشته باشید که برازندگی آنها در طول زمان تغییر می کنند (با تغییر اندام و سلیقه شما) کلید موفقیت در اولین قرار ملاقات در طرز لباس پوشیدن شما نهفته است.

از یک خوشبو کننده استفاده کنید
خیلی از مردها مدت ها وقت صرف می کنند تا به مرکز شهر بروند و تمام لوازم خوشبو کننده از قبیل صابون های خوشبو کننده، دئودرانت، افتر شیو، و 
ادوكلن را خریداری می کنند و در مقابل سایرین ترجیح می دهند که از هیچ کدام از محصولات خوشبو کننده استفاده نکنند؛ اما مانند تمام چیزهای دیگر راه حل این مشکل نیز میانه روی است. بهتر است که تنها یک نوع بو را انتخاب کنید (در غیر اینصورت تمام بوها با هم مخلوط شده و رایحه نا مطبوعی را از خود ساطع می کنند.) نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که نباید بوی ادکلن شما خیلی قوی باشد و بهتر است به عبارتی زیر آن دوش نگیرید. لازم به ذکر است که بروی قیمت ادکلن ها نباید خساست به خرج دهید، ادکلن های ارزان قیمت بوی نا مطبوعی از خود ساطع می کنند.

کفش هایتان را برق بیندازید
توجه بیشتر افراد خیلی سریع نسبت به کفش های دیگران جلب می شود. اگر کفش مجلسی به پا می کنید آنها را حتما واکس بزنید و اگر هم از کفش های اسپرت استفاده می کنید آنها را تمیز کنید. به پا داشتن کفش های کهنه و کثیف بیان کننده 2 مطلب است اینکه شما قدرت خرید کفش های جدید ندارید و یا اینکه نسبت به این قضییه بی اهمیت هستید که در حال هیچ کدام از آنها مطلوب نیستند.

زمان بیرون رفتن
ـــــــــــــــــــــــــــ

یک ژست مناسب به خود بگیرید
برای شما گرفتن یک 
ژست مناسب از هر چیز دیگری مهم تر است. بر روی درست نشستن تمرین کنید راست بایستید و اگر باز هم به کمک نیاز داشتید می توانید برای تقویت ماهیچه های خود از حرکات کششی استفاده کنید.

بررسی مجدد وضع ظاهری
در طول یک روز شلوغ کاری ممکن است لباس های شما در محل کار چروک شوند و یا لکه های غذا بر روی آن ریخته باشد. بهتر است پس از صرف نهار و یا به هنگام خروج از دفتر کار به آینه نگاهی بیندازید تا مطمئن شوید که همه چیز مرتب و منظم است. نکته مهم: 
کراوات شل دورنمای زیبایی را در بر ندارد، یا آنرا درست بزنید و یا به طور کلی آنرا در آورید.

استفاده از ادکلن
شما در طول روز عرق می کنید و بدنتان بوی بدی به خود می گیرد هر چند وقت یکبار خود را بو کنید و از خوشبو کنندهایی نظیر اسپری بدن، دئودرانت و یا ادکلن استفاده کنید. اگر شما جزء آن دسته از افراد هستید که بیش از حد عرق می کنند ابتدا یک زیر پوش بر تن کنید و سپس پیراهنتان را بپوشید تا از بروز لکه های عرق بر روی آن جلوگیری کنید. باید کاملا مطمئن شوید که سر تا پای شما بوی بدی به خود نمی گیرید. برای جلوگیری از ایجاد بوی بد پاها به آنها مقداری پودر مخصوص پوست بزنید تا از عرق کردن آنها جلوگیری کرده باشید به ویژه زمانی که قصد دارید از کفش هایی استفاده کنید که نیاز به جوراب ندارند.

پس از صرف غذا صورت خود را چک کنید
پس از 
صرف غذا به آینه دستشویی مراجعه کنید و دندانها ، بینی و موهای خود را چک کنید تا آثار غذا و یا نوشیدنی بر روی آنها باقی نمانده باشد. اگر بتوانید دندانهایتان را مسواک کنید کار فوق العاده ای را انجام دادید اما اگر انجام چنین کاری برای شما مقدور نبود می توانید از دهان شویه، خلال دندان، آدامس و یا قرص های نعنایی استفاده کنید.

شما را بر طبق پوششتان ارزیابی می کنند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر شما ظاهری آراسته داشته باشید بالطبع احساس خوبی نیز به شما دست خواهد داد و به همین دلیل در نظر دیگران نیز فوق العاده جلوه خواهید کرد. ظاهر شما گویای حالات درونی تان است. استفاده مکرر از آینه ها را فراموش نکنید البته نباید مانند خانم ها دائما به آینه ها مراجعه کنید اما نگاه های گاه و بی گاه به داخل آینه ها به شما کمک خواهد کرد پس هرگاه که امکان آن وجود داشت حتما این کار را انجام دهید.

 منبع:http://www.mardoman.com/life/firstlook.aspx

 

 

تسلیت

درگذشت استاد فرهیخته، پدر علم روانسنجی "دکتر حیدر علی هومن"، به جامعه روانشناسی و علاقه مندان روانشناسی تسلیت می گوییم

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/09/12/100829441129.jpg


ساعت بدن شما چقدر است؟ 24 یا 25؟

ساعت بدنتان به شما در انتخاب یکی از اینها کمک می کند.تحقیقات نشان داده است که هر فردی دارای یک ساعت درونی بدن می باشد که رفتارهای آنها را در زمانهای گوناگون تحت تاثیر قرار میدهد.
ساعت بدنمان نشان می دهد که ما در شب می خوابیم اما در روز بیداریم و در زمان صرف غذا گرسنه می شویم اما در طول شب سیر هستیم.حتی احساس فعال بودن ما را نیز کنترل می کند.البته عادتهای ما نیز بسیار حائز اهمیت هستند.برای مثال،اگر شما هر شب در یک زمان معین بخوابید، تغییر دادن آن کار بسیار مشکلی است.اگرچه زمان خواب ما،یک عادت نیست اما ساعت بدنمان بسیار مهم است.
آزمایشاتی روی افرادی که درون غاری بدون داشتن هیچ ساعتی زندگی می کردند نشان داد که ساعت بدنشان به جای 24 ساعت 25 ساعت کار می کند.روز،شب و زمان صرف غذا باعث میشود ساعت بدنمان از 24 ساعت پیروی کند.معمولا 24 ساعت نشان دهنده این است که ساعت بدن خوب کار می کند اما ساعت بدن برخی افراد از سیکل 24 ساعته پیروی نمیکند.
برخی افراد مانند جغد،و پرندگانی که در شب فعال هستند می مانند،برخی دیگر مانند چکاوک،و پرندگانی که در صبح فعال هستند می مانند.آنهایی که مانند جغد هستند شبها تا دیر وقت بیدار میمانند،اما بیدار شدن به موقع در صبح برای رفتن به مدرسه و یا سرکار برایشان مشکل است.
آنهایی که مانند چکاوک هستند ترجیح می دهند که زود به رختخواب روند و روزشان را زودتر از بقیه افراد شروع کنند.آنهایی که مانند جغد هستند تنبل نیستند،ساعت بدنشان کند و به مدت 25 ساعت کار می کند.بنابراین آنها همیشه به مدت زمان بیشتری در صبح نیاز دارند.و اما چکاوک ها ساعت تندتری دارند.آنها در بیدار شدن به موقع هیچ مشکلی ندارند اما قبل از اینکه بیشتر افراد به خواب روند آنها آماده خوابیدن هستند.
اگر شما دائماً در مدرسه و سرکار دیر حاضر می شوید،ساعت بدنتان را مقصر ندانید.هر کسی میتواند از ساعت مدرسه یا کارش پیروی کند اما تنظیم ساعت بدن بعضی ها مشکل تر از بقیه است.

سلامت

مدیریت زمان

یکی از مهار­ت­هایی که لازمه موفقیت در هزاره سوم است، استفاده بهینه و موثر از زمان و به عبارتی مدیریت نمودن زمان است. به این معنا که از فرصت‌ها و لحظه‌هایی که در اختیار داریم بهترین استفاده را داشته باشیم. زیرا زمان، منبع منحصر به فردی است که اگر تلف شود، جایگزینی برای آن وجود ندارد. بنابراین ضروری است تا جهت جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت، در مورد بایدها و نبایدها تصمیمگیری کنیم. برای اینکه کمتر از فرصت­هایی که به راحتی از دست می دهیم، ناله سر دهیم و قضا و قدر را بانی و باعث تمام سهل انگاری­های خود نماییم، می بایست تکنیک هایی را برای استفاده بهینه از گنج گرانبهایی که به تک­تک ما هدیه داده شده است، بکار بریم:


با برنامه­ ریزی پیش برویم

برنامه­ریزی، مادر تمام بی­برنامگی­هاست. «دراکر» اندیشمند برجسته مدیریت، معتقد است: اگر نتوانیم برای وقت خود برنامه­ریزی کنیم هیچ چیز دیگر را هم نمی توانیم اداره کنیم. بنابراین اگر در هر نقشی (همسر، پدر، مادر، فرزند، کارمند، رئیس و ...) که هستیم و وظایف بیشماری نیز بر دوش داریم، می­بایست برای هر کدام از نقش­های خود برنامه ریزی کرده و مدت زمانی را برای هر یک از آنها در نظر بگیریم. در غیر این صورت، آن نتیجه و کارآیی که انتظار داریم را بدست نخواهیم آورد.


تمام کارهایمان را روی کاغذ بیاوریم

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تاثیر آن بر بهره­وری منسوب به آقای «چارلز شواب» مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاور خود خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می دهم که بازدهی کار شما را تا پنجاه درصد افزایش می دهد. آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به «شواب» داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد. نقل می کنند که آقای «شواب» پس از به کارگیری این روش، آنرا بسیار مفید یافت و دستور داد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می گوید: از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازمترین و مهمترین کارهای روزانه می پردازیم.


دزدان زمان را بشناسیم

میهمانان ناخوانده، تلفن­های مزاحم و غیرضروری، نداشتن انضباط کاری، سستی و بی­ارادگی در تصمیمگیری، دوباره کاری، روش­های غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه، ناتوانی در «نه» گفتن به خواسته­های دیگران، نداشتن تمرکز حواس، عادت امروز و فردا کردن، صحبت­های کم اهمیت، مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری، ترس از شکست، تلویزیون و مواردی از این قبیل راهزنان وقت ما هستند. بطوریکه مدت زمان زیادی را به خود اختصاص داده و هیچ نتیجه و سودی برای ما جز هدر دادن وقتمان ندارند. با حذف یا کم نمودن تمام کارهایی که انجام آنها از اهمیت ناچیزی برخوردار است، می توانیم کارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانیم.


از زمانهای مرده استفاده کنیم

اوقاتی که در حال قدم زدن، رانندگی، انتظار و ... هستیم، بهترین زمان برای تفکر درباره بهتر انجام دادن کارهایمان است. نگذاریم این زمان­ها به بیهودگی تلف گردند، بلکه سعی کنیم از آنها به خوبی استفاده نماییم.


در گذشته توقف نکنیم
گذشته را با تمام خوبی­ها و بدی­ها به دفترچه خاطراتمان بسپاریم. حال را دریافته و افق‌های زیبایی را برای فردای خود ترسیم کنیم. تنها از گذشته خود درس بگیریم و به عنوان موتوری برای حرکت رو به جلو از آن استفاده کنیم نه برای حرکت به عقب و درجا زدن.


در خود انگیزه ایجاد کنیم

میل یا اراده انجام کاریاانگیزش، عامل اساسی در ایجاد تلاش­ها و فعالیت­ها است. به دیگران قول بدهیم که کاری را تا مدت زمان معینی به اتمام خواهیم رساند. قول دادن به دیگران در ما انگیزه ایجاد می­کند تا سر وقت کارمان را تحویل دهیم.